السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
126
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
خوشرفتارى كردن با شتر 111 - هنگاميكه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسافرت بود شترى در ميانهء راه - در حالى كه صورت و گردن خود را بر زمين مىكشيد و گريه مىكرد - به نزد ايشان آمد . گريهء آن شتر به حدى بود كه زمين از اشك آن خيس شد . پيامبر صلى الله عليه و آله به همراهان فرمود : آيا مىدانيد اين شتر چه مىگويد ؟ اين شتر مىگويد كه صاحبش قصد دارد در فردا آن را بكشد . سپس حضرت رو به صاحب آن شتر كرد و فرمود : آيا اين شتر را به من مىفروشى ؟ او گفت : ( آن را نمىفروشم چون ) هيچ مالى در نزد من محبوبتر از آن نيست . وقتى حضرت چنين ديد به او سفارش نمود تا با آن شتر خوشرفتارى كند « 1 » . 112 - عبداللَّه أوفى گفت : ما كنار پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه مردى به نزد ايشان آمد و گفت : شترى كه براى فلان قوم آب مىآورد اينك رم كرده و فرار نموده است . پيامبر صلى الله عليه و آله براى رام كردن آن شتر برخاست و ما نيز بهمراه ايشان برخاستيم . ما به حضرت گفتيم : به آن شتر نزديك نشويد زيرا مىترسيم كه به شما صدمهاى بزند . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف شتر رفت . و پس از آنكه نگاه آن شتر به حضرت افتاد در برابر ايشان سجده نمود . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله دست بر سر آن شتر كشيد و فرمود : آن طناب را بياوريد .
--> ( 1 ) - إنّ النبيّ صلى الله عليه و آله كان في سفر إذ جاء بعير . فضرب الأرض ب جرانه ثمّ بكى حتّى ابتلّ ما حوله من دموعه . فقال صلى الله عليه و آله : هل تدرون ما يقول ؟ إنِه يزعم : أنّ صاحبه يريد نحره غداً . فقال النبيّ صلى الله عليه و آله لصاحبه : تبيعه ؟ فقال : ما لي مال أحبّ إلي منه . فإستوصى صلى الله عليه و آله به خيراً ( الخرائج ج 1 ص 37 ) .